یک مرد سیاسی خوب نباید بگوید :مردم نادان وجمعشان مفلوج وغیر قابل علاج است .باید بگوید:این کشور خواب است ومن بیدارش میکنم.واگر جامعه بد باشد باید اصلاحش کرد.اما در بعضی افکار ومغزها سکر قدرت بخصوص قدرت مطلق از هر نوشابه سکر آوری قویتر وخطرناکتر است .سرگیجه ومستی واز خودبخودی که نشئه قدرت برای کله پرادعای بشر ایجاد می کند .به درجات از مشروب ومواد مخدر بیشتر است به همین جهت است که بسیار به ندرت کسی می یابیم که کله اش تاب تحمل این مسکر را داشته باشد واز خود بیخود نشود.قدرت هم مثل مال وثروت می ماند .طالب آن هرچه بیشتر داشته باشد حریص تر می شود اما با یک تفاوت وآن این است که حرص به جمع آوری سرمایه وثروت همیشه لازمه از بین بردن حق دیگران است .ولی در حرص به قدرت بخصوص با رویه دیکتاتوری همیشه لازمه اش این است که وجود اشخاص یا حقوقشان را پله ای برای بالا رفتن قرار دهد .وباید حتما پای خود را روی جسد جسمی یا معنوی افراد بگذارد تا بتواند به قدرت خود بیفزاید باید به همین طریق صعود کند تا وقتی که به بالای این قله رسیده باشد وبنابر قانون کلی وتغییر ناپذیر دنیا از آن بالا یک مرتبه با مغر سرنگون شود.واین غیر قابل تغییر است ودیکتاتوری راهی جز این پیش روی خود ندارد .
+
نوشته شده در جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 21:43  توسط saeid
|